خرید بک لینک

تو چه میدانی آدَمی که به یک نقطه خیره مانده و به موسیقیِ دلخواهش گوش میدهد... در آن نقطهی کوچک که به آن خیره شده، چه چیزهایی میبیند... چه چیزهایی میشِنود، و چه چیزهایی احساس میکند ...در مورد من اين مثل برعكسه كه ميگن از دل برود هر آنكه از ديده رود .من اعتقاد دارم كه : از دل نرود هر آنكه از ديده رود بنا بر اين دوست و رفيق قديمي اگه احيانا" گذرت به وبلاگ من افتاد و خوندي اين مطلب و من و از احوال خودت بيخبر نزارشايد تو بي معرفت شده باشي ولي يادت باشه هنوزم مثل قديما : دوستيه من تا نداره ...

برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: دوشنبه 26 دی 1401 ساعت: 21:28

«باور اینکه نباشی، کار آسانی که نیست...»در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیستمی نشینی روبرویم، خستگی در می کنیچای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیستبازمی خندی و می پرسی که حالت بهتر است؟!باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیستشعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنندیاس و «مریم» می گذارم، توی گلدانی که نیستچشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمیدستهایم را بگیری،بین دستانی که نیست..؟!وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو...پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیستمی روی و خانه لبریز از نبودت می شودباز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست...بعد تو این کار هر روز من استباور این که نباشی، کار آسانی که نیست... ( . )

برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: دوشنبه 26 دی 1401 ساعت: 21:28

صفحه بندی